زنجیرهای که از گاز شروع میشود و به نان ختم میشود
برای درک رابطه میان تنگه هرمز و سفرههای خالی، باید یک زنجیره پنهان را دنبال کرد. گاز طبیعی، که یکپنجم عرضه جهانی آن از همین تنگه عبور میکند، ماده خام اصلی در تولید آمونیاک است. آمونیاک پایه تولید اوره است و اوره پرمصرفترین کود شیمیایی جهان. بدون اوره، عملکرد مزارع گندم، برنج و ذرت به شدت کاهش مییابد. این زنجیره را موسسه کیل، یکی از معتبرترین مراکز تحقیقات اقتصادی آلمان، در گزارشی که هفتههای اخیر منتشر کرده، «اثر آبشاری» نامیده است؛ شوک انرژی به شوک کود و شوک کود به بحران غذایی تبدیل میشود.
منطقه خلیج فارس در این زنجیره جایگاهی منحصربهفرد دارد. در دهه اخیر، این منطقه حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از صادرات جهانی اوره و ۲۰ تا ۳۰ درصد از آمونیاک جهان را تأمین کرده است. در مجموع، تا ۳۰ درصد از تجارت بینالمللی کودهای شیمیایی از تنگه هرمز میگذرد. سازمان خوار و بار جهانی تخمین زده که ۲۰ تا ۴۵ درصد از نهادههای کلیدی کشاورزی جهان به عبور دریایی از این تنگه وابستهاند. نزدیک به نیمی از تجارت جهانی اوره از خاورمیانه سرچشمه میگیرد.
بدترین زمان ممکن
بسته شدن تنگه هرمز از ۴ مارس با بدترین زمان ممکن در تقویم کشاورزی جهان همزمان شده است: فصل کشت بهاره در نیمکره شمالی. هر سال در همین ماهها، مزارع گسترده آمریکای شمالی، اروپا، جنوب و جنوب شرق آسیا و آفریقا به کود شیمیایی نیاز فوری دارند. تأخیر در رسیدن کود یا گران شدن آن در این بازه زمانی، به معنای کاهش مستقیم عملکرد محصول در برداشت پاییزی است؛ تأثیری که تا سال ۲۰۲۷ هم ادامه خواهد داشت.
پیامد اولیه در بازار کود شیمیایی از همین حالا قابل اندازهگیری است. قیمت اوره در بنادر آمریکا به حدود ۷۰۰ دلار در هر تن متریک رسیده که نسبت به آغاز جنگ بیش از ۳۰ درصد افزایش نشان میدهد و فروشندگان در بازارهای بزرگ واردکننده دست به محدود کردن فروش زدهاند.
بحران آنی در کشورهای خلیج فارس
در حالی که جهان نگران فصل کشت آینده است، کشورهای حاشیه خلیج فارس از همین حالا بحران غذایی را لمس میکنند. این کشورها بیش از ۸۰ درصد نیاز غذایی خود را از طریق واردات دریایی تأمین میکنند و تنگه هرمز تنها مسیر دریایی ورودی اکثر آنهاست. تا اواسط مارس، ۷۰ درصد از واردات غذایی منطقه مختل شده بود. زنجیرههای خردهفروشی مانند «لولو ریتیل» ناچار شدند برخی اقلام اساسی را از طریق هواپیما وارد کنند که قیمتهای مصرفکننده را بین ۴۰ تا ۱۲۰ درصد افزایش داد. بحران آب آشامیدنی نیز به آن افزوده شده؛ کویت و قطر برای ۹۹ درصد آب آشامیدنی خود به نیروگاههای آبشیرینکن وابستهاند که برخی از آنها در حملات دو طرف جنگ آسیب دیدهاند.
آسیبپذیرترین کشورها کجایند؟
موسسه کیل در تحقیق خود نتیجه گرفته که «آنچه در سطح جهانی قابل مدیریت به نظر میرسد، برای فقیرترین کشورها به یک بحران امنیت غذایی شدید تبدیل میشود.» این بحران با خطوط نابرابری جهانی همخوانی دارد.
هند بزرگترین واردکننده اوره جهان است و اکنون با فوریت در جستجوی منابع جایگزین است؛ چرا که جهش قیمت کود مستقیماً بودجه دولتی و ثبات سیاسی این کشور را تهدید میکند. برزیل، قدرت کشاورزی جهان، در سال ۲۰۲۵ تمام اوره مصرفی خود را وارد کرد که حدود ۴۰ درصد آن از خلیج فارس تأمین میشد. بنگلادش با توقف عملیات کارخانههای کود روبهرو شده، مدارس پاکستان به دلیل کمبود گاز تعطیل شدهاند و ژاپن و هند هرچه بیشتر به زغالسنگ متکی میشوند.
اما سختترین ضربه به آفریقا میرسد. سازمان «مرسی کور» هشدار داده که سودان، سومالی و اتیوپی بیشترین آسیب را خواهند دید. در سودان که پیش از این بحران بیش از ۲۵ میلیون نفر دچار سوءتغذیه بودند، محمولههای کمک بشردوستانه به دلیل مسیرگردانی از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا، سه هفته تأخیر دارند. یکسوم از کودهای مورد نیاز آسیا و آفریقا از همین تنگه عبور میکرد.
سیاستگذاران کجا ایستادهاند؟
سازمان خوار و بار جهانی روز دوشنبه تأکید کرد که در حال حاضر ذخایر جهانی غلات کافی است و شاخص قیمت غذای مارس(هفتههای آخر سال 1404) تنها افزایش محدودی نشان داده است. توررو گفت: «فعلاً غذا داریم؛ ذخایر خوبی که به سیستم کشاورزی-غذایی اجازه میدهد در برابر این شوک مقاوم باشد.» اما همین مقام سازمان ملل بلافاصله افزود که این وضعیت دوام نخواهد داشت: «ساعت دارد تیکتاک میزند».
پیش از شکست مذاکرات اسلامآباد، ایران در ۲۷ مارس موافقت کرده بود که به درخواست سازمان ملل، محمولههای بشردوستانه و کود شیمیایی از تنگه عبور کنند تا اختلال در تأمین کود در فصل کشت بهاره مدیریت شود. اما با اعلام محاصره دریایی آمریکا، این موافقت هم در هالهای از ابهام فرو رفته است.
موسسه کیل، با اشاره به «ابتکار غلات دریای سیاه» که در جنگ اوکراین توانست کشتیهای حامل غذا را از منطقه درگیری عبور دهد، پیشنهاد کرده یک «ابتکار ترانزیت هرمز» مشابه طراحی شود؛ توافقی محدود که نه پایان دادن به جنگ، بلکه تنها تضمین عبور امن کشتیهای حامل غذا و کود را هدف قرار دهد.
هزینهای که به آینده موکول میشود
تفاوت این بحران با جنگ اوکراین در ماهیت شوک است. آن جنگ یک «انبار» را مختل کرد: صادرات گندم و آفتابگردان از سبد غذایی جهان کم شد. این جنگ اما «کارخانه» را تعطیل میکند؛ نهادههایی را قطع میکند که بدون آنها مزارع جهان نمیتوانند در فصل بعدی محصول دهند. در نتیجه، حتی اگر فردا تنگه هرمز بازگشایی شود، تأثیر آن بر امنیت غذایی جهانی تا سال ۲۰۲۷ باقی خواهد ماند.
موسسه کیل در تحلیل خود نوشته: «هر هفتهای که تنگه بسته میماند، کشورهای در حال توسعه درآمد واقعیای از دست میدهند که از طریق تعدیلهای بعدی بازار قابل جبران نیست. استدلال اقتصادی برای کاهش تنش نه صرفاً قوی، بلکه با معیار امنیت غذایی برای صدها میلیون نفر، قاطع است».