
به گزارش مانا، دهم اردیبهشتماه به عنوان روز ملی خلیج فارس نیز صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست؛ این روز یادآور رویدادی تاریخی برای آزادسازی جزیره هرمز از اشغال بیگانگان در دوره صفویه است؛ اتفاقی که به فرمان امامقلیخان رقم خورد.
نامگذاری این روز با عنوان «روز ملی خلیج فارس» نیز در واقع تلاشی برای تثبیت اهمیت منطقه راهبردی جنوب ایران است؛ منطقهای که در سالهای مختلف، برخی جریانها کوشیدهاند با سوءبرداشت یا بهرهگیری از روایتهای سیاسی، جایگاه واقعی آن را مخدوش کنند یا به سمت تحریف پیش ببرند.
اما در نهایت، آنچه در تاریخ میماند، نه روایتهای تبلیغاتی، بلکه حقیقتی است که ریشه در اسناد و واقعیتهای تاریخی دارد، جمهوری اسلامی ایران و نیز بسیاری از پژوهشگران مستقل بر این نکته تأکید میکنند که نام «خلیج فارس» از طریق حافظه تاریخی ملتها و تداوم آن در منابع معتبر، چنان تثبیت شده که امکان محو شدن یا جایگزینی آن وجود ندارد، از این رو، پاسداشت این روز را میتوان نوعی اعلام موضع فرهنگی و تاریخی از سوی ملت ایران درباره هویت یک پهنه آبی دانست.
خلیج فارس؛ توسعه و تجارت، در کنار صحنههای خشونت و ناامنی
خلیج فارس در کنار جایگاه تاریخی و فرهنگی خود، در طول سالیان متمادی شاهد رخدادهای متعددی بوده است، بخش قابل توجهی از این رخدادها به رشد تجارت، دریانوردی، دادوستد و پیوندهای اقتصادی میان ایران و دیگر مناطق جهان مربوط میشود؛ بهویژه آنکه خلیج فارس از گذشتههای دور مسیر ارتباطی مهمی میان شرق و غرب به شمار میرفت و مبادلات اقتصادی در آن جریان داشت.
با این حال، در کنار وجه تمدنی و اقتصادی، خلیج فارس در مقاطع مختلف دچار بحرانهایی نیز شده که غالباً منشأ آنها تصمیمها و اقدامات بیرونی بوده است، یکی از روشنترین نمونهها، حادثه تلخ و غیرانسانی سرنگونی پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایرانایر با شناسه «IR۶۵۵» در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ است.
این پرواز پس از توقف بین راهی در بندرعباس، در مسیر پرواز بر فراز خلیج فارس هدف شلیک موشک آمریکایی قرار گرفت و سرنگون شد؛ در نتیجه این اقدام، تمامی مسافران و کارکنان آن به شهادت رسیدند.
از نگاه افکار عمومی و نیز از منظر حقوق بشری، این رخداد مصداق روشنی از نقض حقوق انسانی و امنیت غیرنظامیان در منطقه تلقی میشود و در روایت تاریخی مردم ایران به عنوان سندی از خشونت و بیاعتنایی به جان انسانها ثبت شده است.
در کنار این حادثه، گزارشهایی از ناامنسازی مسیرهای دریایی و افزایش ریسک در کشتیرانی نیز نشان میدهد خلیج فارس علاوه بر ارزش اقتصادی، در برخی مقاطع به میدان تنش و فشار تبدیل شده؛ تنشی که میتواند به سرعت ابعاد جهانی پیدا کند.
روز ملی خلیج فارس؛ از یک نام تاریخی تا یک پیام سیاسی-فرهنگی
به دنبال نامگذاری دهم اردیبهشتماه در تقویم ملی ایران در دورههای پیشین و تثبیت آن در سال ۱۳۸۴ با عنوان روز ملی خلیج فارس، این مناسبت در گذر زمان به نمادی برای گرامیداشت هویت تاریخی و فرهنگی ایران تبدیل شده است، پژوهشگران و صاحبنظران معمولاً اهمیت این روز را از چند زاویه بررسی میکنند: نخست زاویه هویتی و تاریخی، دوم زاویه امنیتی و اقتصادی و سوم زاویه پیام مقاومت در برابر تلاشهایی که در پی تغییر روایت تاریخی هستند.
از نگاه این کارشناسان، تلاش برای پاک کردن نام خلیج فارس یا تغییر جایگاه آن در رسانهها و اسناد بینالمللی، نه با واقعیتهای تاریخی سازگار است و نه از نظر اجتماعی با واکنش جدی ملت ایران همراه میشود.
هیچ «عنوان جعلی» نمیتواند هویت چند هزار ساله یک دریا، مردمان ساحلی آن و مسیرهای تاریخی تجارت را از بین ببرد، خلیج فارس در ذهن و زندگی مردم ایران حضور دارد و در منابع، نقشهها، متون و تجربههای نسلهای گذشته چنان ریشه دوانده که حذف نام آن را میتوان صرفاً یک خیالپردازی سیاسی دانست.
اهمیت ژئوپلیتیک؛ از راهبرد اقتصادی تا امنیت دریایی
خلیج فارس به دلیل ویژگیهای خاص جغرافیایی و اتصال به مسیرهای بینالمللی، در معادلات منطقهای و جهانی جایگاهی غیرقابل انکار دارد، ارتباط این آبراه با اقیانوس هند و سپس آبهای آزاد باعث شده خلیج فارس به یکی از مهمترین راههای دسترسی به بازارهای جهانی تبدیل شود، از این رو، کشورهای منطقه در حوزههایی مانند تجارت، جابهجایی کالا، امنیت کشتیرانی، فعالیتهای صیادی و نیز چارچوبهای کنوانسیونهای دریایی، به خلیج فارس وابستگی جدی دارند.
در کنار آن، غنای خلیج فارس از نظر منابع طبیعی، مواد غذایی و ظرفیتهای مرتبط با صید و صیادی، آن را به «نگینی بیهمتا» در چشمانداز اقتصادی تبدیل کرده است، در نگاه تحلیلی، هرچه یک منطقه از نظر اقتصادی جذابتر باشد، احتمال رقابت و تلاش برای اعمال نفوذ نیز افزایش مییابد.
همین مسئله درباره خلیج فارس صادق است؛ موضوعی که میتواند چشم طمع برخی بازیگران را افزایش دهد، اما در مقابل، مسئولیت دولتهای ساحلی برای مدیریت امنیت و صیانت از منافع ملی را نیز سنگینتر میکند.
خلیج فارس؛ شاهراه تجارت ایرانیان از گذشته تا امروز
با نگاه به تاریخ اقتصادی ایران، میتوان دریافت که خلیج فارس از دیرباز در کانون توجه ایرانیان بوده است، نقش این پهنه آبی در تجارت جهانی به دورانهای دور برمیگردد؛ دورانی که در آن ایرانیان از طریق بنادر و مسیرهای دریایی کالاهای خود را به نقاط مختلف میرساندند و حضور مؤثری در مسیرهای مرتبط با هند، دریای سرخ و حتی سواحل شرق آفریقا داشتند.
در روایتهای تاریخی، «سیطره دریایی ایرانیان» به عنوان یک واقعیت مطرح میشود؛ حضوری که در شکلگیری شبکههای تجاری و رشد پایدار مناطق ساحلی اثر مستقیم داشت، بیگمان این امر فقط به معنای حرکت کشتیها و جابهجایی کالا نیست، بلکه دلالت بر شکلگیری مهارتهای دریانوردی، توسعه دانش فنی و تربیت نیروی انسانی متخصص دارد؛ مهارتهایی که در طول زمان منتقل شده و به سرمایهای فرهنگی و اقتصادی تبدیل شده است.
نقش مردم ساحلی و هرمزگان در توسعه دریانوردی
اهمیت خلیج فارس تنها در سطح اقتصاد کلان یا سیاست خارجی خلاصه نمیشود؛ بلکه در زندگی روزمره مردم مناطق ساحلی نیز ریشه دارد. هرمزگان به عنوان یکی از کانونهای اصلی ارتباط با دریا، از گذشتههای دور نقش ویژهای در تجارت و دریانوردی داشته است، ملوانان، صیادان و دریانوردانی که در این منطقه زندگی کردهاند، طی نسلها دانش بومی خود را برای مواجهه با چالشهای دریایی توسعه دادهاند.
از نگاه تحلیلگران، همین پشتوانه مردمی و تاریخی سبب شده خلیج فارس با وجود شرایط دشوار یا بحرانهای دورهای همچنان محور فعالیت اقتصادی و مسیر ارتباطی باقی بماند. در واقع، استمرار تجارت در خلیج فارس در گرو «امنیت» است؛ امنیتی که هم به عوامل بیرونی وابسته است و هم به توان داخلی، سازماندهی نیروها و توسعه زیرساختها.
یادمان شکوه فرهنگی؛ خلیج فارس نماد تاریخ و فرهنگ ایرانی است
در سطح فرهنگی نیز، خلیج فارس همواره در روایتهای ایرانیان جایگاه ویژهای داشته است. نام این دریا در ذهن مردم یادآور شکوه، بزرگی و تاریخ تمدن ایرانی است، روز ملی خلیج فارس نیز در همین راستا فرصتی برای گرامیداشت هزاران سال فرهنگ، تمدن و هنر ایرانیان در کرانههای این پهنه آبی محسوب میشود.
سکونتهای طولانی، شکلگیری آیینها و روایتهای بومی، خلق آثار هنری و توسعه ابزارهای زندگی دریامحور نشان میدهد خلیج فارس صرفاً یک فضای طبیعی نیست، بلکه یک ساختار فرهنگی است، مورخان بر این باورند که خلیج فارس خاستگاه تمدن بشری نیز تلقی میشود؛ مدنیتی که بسیاری از جوامع در جهان از آن بهره بردهاند، در این میان، اقوام و گروههای مختلف در ایران پاسدار این میراث بودهاند و نام خلیج فارس برای همه ایرانیان نشانهای از تاریخ زرین فرهنگی به شمار میرود.
خلیج فارس و ضرورت امنیت در عصر تنش
در بخش تحلیل سیاسی-امنیتی، با تشدید تنشها و اقدامات تهاجمی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، خلیج فارس و مسیرهای پیرامونی آن به یکی از حساسترین نقاط تبدیل شده است، برخی گزارشها از حمله به کشتیها، افزایش ریسک در کشتیرانی و تشدید نگرانیها درباره اختلال احتمالی در جریان انرژی و تجارت جهانی حکایت دارد.
از آنجا که خلیج فارس برای اقتصاد منطقه و جهان نقش حیاتی دارد، حتی یک بحران کوچک در آن میتواند پیامدهای گستردهای به دنبال داشته باشد؛ از جمله افزایش هزینههای حملونقل، بالا رفتن ریسک بیمه کشتیها، اختلال در برنامهریزی تجاری شرکتها و اثرگذاری بر زنجیرههای عرضه جهانی، بنابراین، هرگونه بیثباتی در این مسیر تنها یک موضوع محلی محسوب نمیشود و میتواند به سرعت به یک چالش بینالمللی تبدیل شود.
در چنین وضعیتی، کشورهای منطقه میان گزینههایی قرار گرفتهاند که هیچکدام بهطور کامل مطلوب نیست، افزایش تنش هم هزینههای اقتصادی دارد و هم ریسکهای امنیتی را بالا میبرد، همچنین تردید درباره مسیر آینده و نقشآفرینی بازیگران بزرگ، بر پیچیدگی وضعیت افزوده است؛ نتیجه این وضعیت آن است که مدیریت بحران برای بازیگران منطقهای دشوارتر شده و امکان پیشبینی روند آینده نیز کاهش مییابد.
در همین چارچوب، «آتشبس» یا «مکث در مسیر بحرانی» وضعیتی که اگرچه ممکن است برای مدتی از شدت تنش بکاهد، اما به دلیل نامشخص بودن آینده، احتمال بازگشت به فاز تشدید نیز وجود دارد.
به بیان سادهتر، مسئله خلیج فارس امروز صرفاً به اختلاف لفظی بر سر نام یا روایت محدود نیست؛ بلکه به یک معادله امنیتی و اقتصادی گره خورده است که آینده آن تا حد زیادی به تصمیمهای طرفهای درگیر و نحوه مدیریت بحران بستگی دارد.
در پایان میتوان گفت خلیج فارس در سه سطح «هویت، تاریخ و راهبرد» اهمیت دارد، نخست از نظر تاریخی و فرهنگی، این نام ریشهای دیرینه در اسناد و روایتهای معتبر دارد و با فشار یا تبلیغ قابل تغییر نیست، دوم، از نظر اقتصادی و ژئوپلیتیک، خلیج فارس مسیر حیاتی تجارت و دریانوردی جهانی است و ثبات آن برای کشورهای منطقه و اقتصاد جهان اهمیت دارد و سوم، از منظر امنیتی نیز هر بحرانی در این پهنه میتواند اثرات زنجیرهای بر بازارها و امنیت کشتیرانی برجای بگذارد.
بدین ترتیب، پاسداشت روز ملی خلیج فارس علاوه بر بزرگداشت تاریخ و فرهنگ ایرانیان، مطالبهای روشن برای صیانت از واقعیتهای تاریخی و امنیت منطقهای نیز به شمار میرود. پاک کردن نام خلیج فارس یا جایگزینی آن با عنوانهای بیپشتوانه تاریخی نه ممکن است و نه با واقعیتهای تاریخی و اجتماعی همخوانی دارد.
خلیج فارس به عنوان یک شاهراه تجاری و نماد هویت فرهنگی ایرانیان، برای همیشه در نقشه ذهن ملت ایران و مسیر تاریخ باقی خواهد ماند.