
شهره پولاب
دکتری جغرافیای سیاسی و پژوهشگر روابط بینالملل
اختصاصی مانا- در ظاهر، نشست پکن نشانهای از کاهش تنش میان دو اقتصاد بزرگ جهان بود؛ اما در لایهای عمیقتر، پرسشی بنیادین را پیش کشید: در توافقهای بزرگ میان قدرتهای رقیب، جایگاه و سرنوشت بازیگرانی که در نقطه تماس این رقابت قرار دارند چگونه تعریف میشود؟
در جهانی که همزمان با بحرانهای خاورمیانه، اختلال در زنجیرههای تأمین، رقابت فناورانه و نگرانیهای امنیتی در مسیرهای دریایی روبهرو است، هر نشانهای از آرامش در روابط ایالات متحده و چین برای بسیاری از بازیگران بینالمللی مثبت به نظر میرسد. اما مسئله اصلی از همینجا آغاز میشود که ثبات در روابط قدرتهای بزرگ، الزاماً به معنای امنیت بیشتر برای بازیگران کوچکتر یا میانی نیست. برای واشنگتن چنین ثباتی میتواند به معنای کاهش هزینههای رقابت و دستیابی به توافقهای اقتصادی قابل نمایش باشد و برای پکن میتواند فرصتی برای سوق دادن آمریکا به پذیرش تدریجی حساسیتهای چین بهویژه در موضوع تایوان باشد، اما برای تایوان همین روند ممکن است آغاز مرحلهای تازه از ابهام استراتژیک و نگرانی امنیتی تلقی شود.
اهمیت تایوان تنها به موقعیت جغرافیایی آن در تنگه تایوان یا اختلاف تاریخی میان پکن و تایپه محدود نمیشود، بلکه این جزیره به یکی از مهمترین نقاط سنجش اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا در شرق آسیا تبدیل شده است. اگر کاهش تنش میان واشنگتن و پکن با کاهش حساسیت آمریکا نسبت به امنیت تایوان همراه شود، آنگاه ثبات استراتژیک نه به معنای آرامش پایدار، بلکه به معنای انتقال بخشی از هزینه رقابت قدرتهای بزرگ به بازیگری خواهد بود که در اتاق مذاکره حضور ندارد.
ایالات متحده پس از بهرسمیت شناختن جمهوری خلق چین در سال ۱۹۷۹، روابط دیپلماتیک رسمی خود با تایوان را قطع کرد، اما از طریق قانون روابط تایوان و نهادهایی مانند مؤسسه آمریکایی در تایوان، روابط غیررسمی، اقتصادی و امنیتی گسترده با این جزیره را حفظ کرده است. به همین دلیل واشنگتن با وجود نداشتن روابط دیپلماتیک رسمی با تایپه، همچنان مهمترین حامی خارجی و بزرگترین تأمینکننده تسلیحات دفاعی تایوان محسوب میشود. این رابطه غیررسمی، اما استراتژیک بر پایه قانون روابط تایوان و همچنین تعهدات سیاسی موسوم به "شش تضمین" شکل گرفته است.
یکی از مهمترین مفاد این تضمینها آن است که واشنگتن درباره زمان، ماهیت یا محتوای فروش تسلیحات به تایوان با پکن مذاکره نکند. از همین رو، هر نشانهای از اینکه فروش تسلیحات به تایوان ممکن است در گفتوگوهای آمریکا و چین به ابزار چانهزنی تبدیل شود، صرفاً یک موضوع فنی یا نظامی نیست؛ بلکه مستقیماً به اعتبار استراتژیک آمریکا در شرق آسیا و اعتماد متحدان و شرکای منطقهای آن مربوط میشود.
این نگرانی در اظهارات ترامپ درباره بسته تسلیحاتی ۱۴ میلیارد دلاری برای تایوان آشکارتر شد. او این بسته را نوعی برگه چانهزنی توصیف کرد و گفت که آن را در حالت تعلیق نگه داشته است. منظور از این بسته، مجموعهای از فروشها و کمکهای نظامی پیشنهادی آمریکا به تایوان بود که با هدف تقویت توان دفاعی این جزیره در برابر فشار یا حمله احتمالی چین مطرح شده بود. چنین بستهای میتوانست شامل تجهیزات پیشرفته دفاعی، سامانههای موشکی، مهمات، قطعات و ابزارهای لازم برای افزایش توان بازدارندگی تایوان باشد؛ بنابراین اهمیت آن فقط در ارزش مالی یا محتوای نظامیاش نبود؛ مسئله اصلی این بود که ادامه یا تعلیق آن میتوانست نشانهای از میزان آمادگی واشنگتن برای حفظ تعهدات امنیتی خود در برابر فشار پکن باشد.
از همین رو، بحث بر سر این بسته از سطح یک تصمیم تسلیحاتی فراتر رفت و به آزمونی برای اعتبار سیاست آمریکا در قبال تایوان تبدیل شد. اگر فروش تسلیحات به تایوان به موضوع گفتوگو میان واشنگتن و پکن تبدیل شود، چین میتواند آن را نشانهای از اثرگذاری فشار سیاسی بر تصمیمهای امنیتی آمریکا بداند. در چنین شرایطی، پکن ممکن است به این نتیجه برسد که با افزایش فشار دیپلماتیک یا اقتصادی میتواند حمایت واشنگتن از تایوان را محدود کند. این برداشت میتواند بازدارندگی را تضعیف کند، اعتماد تایپه به حمایت آمریکا را کاهش دهد و در داخل تایوان به تقویت صداهایی بینجامد که سازش با پکن را گزینهای واقعبینانهتر میدانند. در پاسخ به همین نگرانی بود که لای چینگ-ته، رئیسجمهور تایوان، تأکید کرد تایوان قربانی یا موضوع معامله نخواهد شد.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که موقعیت جغرافیایی تایوان در نظر گرفته شود. هرگونه بحران در اطراف این جزیره میتواند توازن قدرت در غرب اقیانوس آرام را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای آن از روابط واشنگتن و تایپه فراتر رود. از همین رو، تردید در حمایت ایالات متحده از تایوان فقط یک پیام داخلی برای تایپه ندارد؛ بلکه میتواند محاسبات پکن را نیز تغییر دهد و این تصور را ایجاد کند که فشار بیشتر، امتیازهای بیشتری به همراه خواهد داشت.
چین این وضعیت را بهخوبی درک میکند. از نگاه پکن، تایوان مسئلهای فرعی در روابط چین و آمریکا نیست، بلکه بخشی از هویت حاکمیتی و جایگاه قدرت چین در نظام بینالملل است. "اصل چین واحد" در روایت رسمی پکن بر این پایه استوار است که تنها یک چین وجود دارد، تایوان بخشی جداییناپذیر از چین است و جمهوری خلق چین تنها دولت قانونی نماینده چین محسوب میشود. به همین دلیل چین هرگونه فروش تسلیحات آمریکا به تایوان را دخالت در امور داخلی خود میداند و تلاش میکند هزینه سیاسی و دیپلماتیک این حمایت را برای واشنگتن افزایش دهد.
از سوی دیگر، واشنگتن در سالهای اخیر با محدودیتهای بیشتری در برابر چین روبهرو شده است. بحرانهای همزمان در خاورمیانه از جمله درگیری طولانی با ایران و پیامدهای آن برای تنگه هرمز، نگرانی درباره امنیت مسیرهای انرژی، بخشی از ظرفیت تمرکز آمریکا بر هند-پاسیفیک را کاهش داده است. در همین حال چین با اتکا به ابزارهای اقتصادی و فناورانه از جمله کنترل بر عناصر خاکی کمیاب و جایگاه خود در زنجیرههای تأمین حیاتی، اهرمهای فشار بیشتری در برابر آمریکا به دست آورده است. در چنین شرایطی اگر واشنگتن احساس کند که برگهای برنده محدودی در برابر پکن دارد، ممکن است به توافقی سطحی رضایت دهد که در ظاهر آرامش ایجاد میکند، اما در عمل ابهام استراتژیک را به زیان متحدان و شرکای آمریکا افزایش میدهد.
اهمیت این مسئله فقط به تایوان محدود نمیشود. متحدان آمریکا در منطقه از ژاپن و کره جنوبی تا فیلیپین و استرالیا با دقت نحوه برخورد واشنگتن با مسئله تایوان را دنبال کرده و آن را مورد ارزیابی میدهند. اگر این تصور شکل بگیرد که آمریکا در برابر فشار چین حتی در کمک به تایوان برای دفاع از خود مردد است، اعتماد منطقهای به واشنگتن تضعیف خواهد شد. اعتبار ایالات متحده در نظم امنیتی شرق آسیا نه فقط با تعداد پایگاههای نظامی یا حجم تجارت، بلکه با میزان ثبات، تداوم و قابل پیشبینی بودن تعهداتش سنجیده میشود.
از منظر چین، حتی گرفتن یک امتیاز محدود از ترامپ درباره تایوان میتواند پیروزی مهمی تلقی شود. پکن از زمان بیانیههای دهه ۱۹۸۰ میان آمریکا و چین همواره کوشیده است فروش تسلیحات آمریکا به تایوان را محدود کند و این موضوع را از یک تصمیم دوجانبه میان واشنگتن و تایپه به مسئلهای قابل مذاکره در روابط چین و آمریکا تبدیل سازد. اگر امروز واشنگتن بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بپذیرد که فروش تسلیحات به تایوان میتواند در گفتوگو با پکن مطرح شود، چین میتواند آن را نشانهای از تغییر تدریجی قواعد بازی بداند. در چنین وضعیتی هرچه تصمیمگیری درباره بسته ۱۴ میلیارد دلاری طولانیتر شود، احتمال آن بیشتر است که پکن برای گرفتن امتیازهای تازه تشویق شود. در عین حال، سبک سیاستورزی ترامپ نیز برای چین فرصت ایجاد میکند. ترامپ خود را مذاکرهکنندهای میبیند که قادر است توافقهایی بزرگتر و متفاوتتر از چارچوبهای سنتی سیاست خارجی آمریکا به دست آورد. همین نگاه معاملهمحور میتواند دست پکن را بازتر کند. چین ممکن است با دادن امتیازهای محدود اقتصادی مانند خریدهای تجاری یا وعده همکاری در برخی حوزهها، در پی گرفتن امتیازهای سیاسی بلندمدت باشد. تفاوت اصلی در افق زمانی دو طرف است: ترامپ به دستاوردهای فوری و قابل نمایش نیاز دارد، در حالی که شی جینپینگ میتواند با صبر استراتژیک، چارچوب روابط را بهتدریج به سود چین تغییر دهد.
بنابراین، نشست پکن را نباید صرفاً نشانهای از تنشزدایی میان آمریکا و چین دانست. این دیدار بیشتر نماد مرحلهای تازه در رقابت دو قدرت بود که در آن رقابت نه پایان مییابد و نه کاملاً مهار میشود، بلکه در قالب معاملهها و تفاهمهای دوجانبه مدیریت میگردد. خطر این الگو در آن است که بازیگران کوچکتر و میانی مانند تایوان در اتاق مذاکره حضور ندارند، اما پیامدهای این تفاهمها مستقیماً بر امنیت و آینده آنها اثر میگذارد.
از این منظر، معنای اجلاس پکن این نیست که رقابت ایالات متحده و چین رو به پایان است؛ بلکه نشان میدهد دو طرف در حال آزمودن شیوهای تازه برای مدیریت آن هستند. واشنگتن بهدنبال کاهش هزینههای رویارویی و دستیابی به توافقهای قابل نمایش است و پکن میکوشد همین مدیریت رقابت را به سود حساسیتهای استراتژیک خود بهویژه در موضوع تایوان پیش ببرد. ترامپ به پیروزیهای سریع و مشهود نیاز دارد، در حالی که شی جینپینگ زمان میخواهد تا جایگاه چین را تثبیت و دامنه پذیرش خواستههای پکن را گسترش دهد.
در چنین وضعیتی آنچه برای جهان میتواند نشانهای از پیشبینیپذیری باشد، برای تایوان ممکن است به معنای نوعی نااطمینانی تازه باشد. رابطهای که به اندازه کافی باثبات است تا خطر فوری را کاهش دهد، اما به اندازه کافی مبهم است که رقابت بر سر قواعد منطقهای را ادامه دهد. به همین دلیل تایوان بیش از آنکه صرفاً از ثبات میان ایالات متحده و چین سود ببرد، به یکی از میدانهای اصلی آزمون این ثبات مدیریتشده تبدیل میشود.