
به گزارش گروه بینالملل مانا، مهسا رسولی: دریای سیاه همچنان مهمترین کریدور صادرات روغن آفتابگردان در جهان به شمار میرود و روسیه و اوکراین با هم بیش از ۵۷ درصد تجارت جهانی این محصول را در اختیار دارند. با این حال، افزایش حملات به زیرساختهای بندری و تأسیسات صادراتی در این منطقه، جریان محمولهها را با اختلال مواجه کرده و ریسک فعالیت تجاری و حملونقل دریایی را افزایش داده است.
اهمیت این تحولات برای بازار کشتیرانی تنها به تجارت روغن آفتابگردان محدود نمیشود. کاهش صادرات از دریای سیاه میتواند مسیرهای تأمین روغنهای گیاهی را در بازار جهانی تغییر دهد و در نهایت بر حجم تجارت دریایی و تقاضا برای کشتیهای حمل این محمولهها اثر بگذارد.
بر اساس دادههای دروری، روغن آفتابگردان در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۲ درصد از تجارت دریابرد جهانی روغنهای گیاهی را به خود اختصاص داده و پس از آن روغن پالم و روغن سویا در رتبههای بعدی قرار داشتهاند.
یکی از مهمترین تحولات اخیر، حمله به مرکز صادراتی تامان روسیه و تأسیسات مرتبط با شرکت EFKO بوده است. این حمله موجب توقف فعالیتهای بندری در این مرکز شده و نگرانیها درباره تداوم صادرات روغن آفتابگردان روسیه را افزایش داده است.
در صورت ادامه اختلالات، صادرات روغن آفتابگردان روسیه میتواند به میزان قابل توجهی کاهش یابد.
در سوی دیگر دریای سیاه نیز حملات مکرر به زیرساختهای بندری اوکراین بر ظرفیت صادراتی این کشور اثر گذاشته است. آسیب واردشده به پایانه روغن آفتابگردان شرکت Kernel نمونهای از این اختلالات است که ظرفیت صادرات دریایی اوکراین را بیش از پیش محدود کرده است.
از آنجا که روسیه و اوکراین از بازیگران اصلی بازار جهانی روغن آفتابگردان هستند، کاهش صادرات آنها میتواند اثرات خود را در بازارهای مصرف در آسیا، خاورمیانه و سایر مناطق نشان دهد.
مسیرهای جایگزین؛ فرصت محدود برای کشتیرانی
روسیه در واکنش به محدودیتهای ایجادشده در دریای سیاه، بخشی از محمولههای خود را به سمت بنادر دریای بالتیک هدایت کرده است.
این تغییر مسیر از منظر صنعت کشتیرانی میتواند در نگاه نخست یک فرصت محسوب شود؛ زیرا انتقال محمولهها از بنادر بالتیک به بازارهای آسیایی، مسافت دریایی طولانیتری ایجاد میکند و در نتیجه میتواند تقاضای تنمایل را افزایش دهد.
با این حال، هزینه بالاتر حمل زمینی برای رساندن محمولهها به بنادر بالتیک میتواند رقابتپذیری این مسیر را کاهش دهد.
از سوی دیگر، همه مسیرهای جایگزین الزاماً به افزایش تقاضای دریایی منجر نمیشوند.
مسیر خزر–ایران وابستگی بالایی به حملونقل ریلی و شبکههای لجستیکی منطقهای دارد. در اوکراین نیز استفاده بیشتر از بنادر دانوب عمدتاً برای ارسال محموله به بازارهای اروپایی انجام میشود.
در نتیجه، بخشی از این مسیرهای جایگزین سهم حملونقل دریایی را کاهش میدهند و به همین دلیل تنمایل کمتری برای ناوگان حمل روغنهای گیاهی ایجاد میکنند.
در کنار تغییر مسیر صادرات روسیه و اوکراین، نقش آرژانتین در بازار جهانی روغن آفتابگردان نیز در حال افزایش است.
افزایش صادرات آرژانتین میتواند بخشی از کاهش عرضه ناشی از اختلالات دریای سیاه را جبران کند؛ اما انتظار نمیرود این افزایش صادرات بتواند بهطور کامل افت عرضه روسیه و اوکراین را پوشش دهد.
از منظر صنعت کشتیرانی، این مسئله اهمیت زیادی دارد. بخشی از محمولههایی که از دریای سیاه حذف میشوند ممکن است از مناطق دیگر تأمین شوند، اما نوع مسیر، فاصله جغرافیایی و شیوه حمل آنها تعیین میکند که این تغییر تا چه اندازه به افزایش تقاضای واقعی برای کشتیها منجر شود.
هند؛ یکی از آسیبپذیرترین واردکنندگان
هند احتمالاً یکی از کشورهایی است که بیشترین تأثیر را از کاهش عرضه روغن آفتابگردان دریای سیاه خواهد پذیرفت.
وابستگی قابل توجه هند به واردات روغن آفتابگردان از منطقه دریای سیاه، این کشور را در برابر هرگونه اختلال در صادرات روسیه و اوکراین آسیبپذیر کرده است.
این شرایط در حالی شکل گرفته که بازار جهانی روغنهای گیاهی نیز با محدودیتهایی در سمت عرضه مواجه است.
در اندونزی، اجرای برنامه B50 برای استفاده بیشتر از روغن پالم در تولید سوخت زیستی، بخشی از این محصول را به مصرف داخلی اختصاص داده و در نتیجه ظرفیت صادراتی روغن پالم را کاهش داده است.