۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۸

اختلالات دریای سیاه تقاضا برای حمل روغن‌های گیاهی را کاهش می‌دهد

مانا: اختلالات ایجادشده در بنادر و زیرساخت‌های صادراتی دریای سیاه می‌تواند جریان تجارت روغن آفتابگردان را مختل کرده و با تغییر مسیر تأمین واردکنندگان بزرگ، از جمله هند، تقاضا برای کشتی‌های حمل روغن‌های گیاهی را تحت فشار قرار دهد.
کد خبر: ۱۰۸۶۹۲
اختلالات دریای سیاه تقاضا برای حمل روغن‌های گیاهی را کاهش می‌دهد
 
به گزارش گروه بین‌الملل مانا، مهسا رسولی: دریای سیاه همچنان مهم‌ترین کریدور صادرات روغن آفتابگردان در جهان به شمار می‌رود و روسیه و اوکراین با هم بیش از ۵۷ درصد تجارت جهانی این محصول را در اختیار دارند. با این حال، افزایش حملات به زیرساخت‌های بندری و تأسیسات صادراتی در این منطقه، جریان محموله‌ها را با اختلال مواجه کرده و ریسک فعالیت تجاری و حمل‌ونقل دریایی را افزایش داده است.
اهمیت این تحولات برای بازار کشتیرانی تنها به تجارت روغن آفتابگردان محدود نمی‌شود. کاهش صادرات از دریای سیاه می‌تواند مسیرهای تأمین روغن‌های گیاهی را در بازار جهانی تغییر دهد و در نهایت بر حجم تجارت دریایی و تقاضا برای کشتی‌های حمل این محموله‌ها اثر بگذارد.
بر اساس داده‌های دروری، روغن آفتابگردان در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۲ درصد از تجارت دریابرد جهانی روغن‌های گیاهی را به خود اختصاص داده و پس از آن روغن پالم و روغن سویا در رتبه‌های بعدی قرار داشته‌اند.
یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر، حمله به مرکز صادراتی تامان روسیه و تأسیسات مرتبط با شرکت EFKO بوده است. این حمله موجب توقف فعالیت‌های بندری در این مرکز شده و نگرانی‌ها درباره تداوم صادرات روغن آفتابگردان روسیه را افزایش داده است.
در صورت ادامه اختلالات، صادرات روغن آفتابگردان روسیه می‌تواند به میزان قابل توجهی کاهش یابد.
در سوی دیگر دریای سیاه نیز حملات مکرر به زیرساخت‌های بندری اوکراین بر ظرفیت صادراتی این کشور اثر گذاشته است. آسیب واردشده به پایانه روغن آفتابگردان شرکت Kernel نمونه‌ای از این اختلالات است که ظرفیت صادرات دریایی اوکراین را بیش از پیش محدود کرده است.
از آنجا که روسیه و اوکراین از بازیگران اصلی بازار جهانی روغن آفتابگردان هستند، کاهش صادرات آنها می‌تواند اثرات خود را در بازارهای مصرف در آسیا، خاورمیانه و سایر مناطق نشان دهد.
مسیرهای جایگزین؛ فرصت محدود برای کشتیرانی
روسیه در واکنش به محدودیت‌های ایجادشده در دریای سیاه، بخشی از محموله‌های خود را به سمت بنادر دریای بالتیک هدایت کرده است.
این تغییر مسیر از منظر صنعت کشتیرانی می‌تواند در نگاه نخست یک فرصت محسوب شود؛ زیرا انتقال محموله‌ها از بنادر بالتیک به بازارهای آسیایی، مسافت دریایی طولانی‌تری ایجاد می‌کند و در نتیجه می‌تواند تقاضای تن‌مایل را افزایش دهد.
با این حال، هزینه بالاتر حمل زمینی برای رساندن محموله‌ها به بنادر بالتیک می‌تواند رقابت‌پذیری این مسیر را کاهش دهد.
از سوی دیگر، همه مسیرهای جایگزین الزاماً به افزایش تقاضای دریایی منجر نمی‌شوند.
مسیر خزر–ایران وابستگی بالایی به حمل‌ونقل ریلی و شبکه‌های لجستیکی منطقه‌ای دارد. در اوکراین نیز استفاده بیشتر از بنادر دانوب عمدتاً برای ارسال محموله به بازارهای اروپایی انجام می‌شود.
در نتیجه، بخشی از این مسیرهای جایگزین سهم حمل‌ونقل دریایی را کاهش می‌دهند و به همین دلیل تن‌مایل کمتری برای ناوگان حمل روغن‌های گیاهی ایجاد می‌کنند.
در کنار تغییر مسیر صادرات روسیه و اوکراین، نقش آرژانتین در بازار جهانی روغن آفتابگردان نیز در حال افزایش است.
افزایش صادرات آرژانتین می‌تواند بخشی از کاهش عرضه ناشی از اختلالات دریای سیاه را جبران کند؛ اما انتظار نمی‌رود این افزایش صادرات بتواند به‌طور کامل افت عرضه روسیه و اوکراین را پوشش دهد.
از منظر صنعت کشتیرانی، این مسئله اهمیت زیادی دارد. بخشی از محموله‌هایی که از دریای سیاه حذف می‌شوند ممکن است از مناطق دیگر تأمین شوند، اما نوع مسیر، فاصله جغرافیایی و شیوه حمل آنها تعیین می‌کند که این تغییر تا چه اندازه به افزایش تقاضای واقعی برای کشتی‌ها منجر شود.
هند؛ یکی از آسیب‌پذیرترین واردکنندگان
هند احتمالاً یکی از کشورهایی است که بیشترین تأثیر را از کاهش عرضه روغن آفتابگردان دریای سیاه خواهد پذیرفت.
وابستگی قابل توجه هند به واردات روغن آفتابگردان از منطقه دریای سیاه، این کشور را در برابر هرگونه اختلال در صادرات روسیه و اوکراین آسیب‌پذیر کرده است.
این شرایط در حالی شکل گرفته که بازار جهانی روغن‌های گیاهی نیز با محدودیت‌هایی در سمت عرضه مواجه است.
در اندونزی، اجرای برنامه B50 برای استفاده بیشتر از روغن پالم در تولید سوخت زیستی، بخشی از این محصول را به مصرف داخلی اختصاص داده و در نتیجه ظرفیت صادراتی روغن پالم را کاهش داده است.
این موضوع می‌تواند فشار بیشتری بر بازار جهانی روغن‌های گیاهی وارد کند.
افزایش وابستگی هند به روغن سویا
هند در واکنش به تغییر شرایط بازار، واردات روغن سویا از آمریکای لاتین را افزایش داده است.
اگر صادرات روغن آفتابگردان از دریای سیاه برای مدت طولانی‌تری محدود شود، وابستگی هند به واردات روغن سویا از مناطق دورتر نیز افزایش خواهد یافت.
از دیدگاه کشتیرانی، این تغییر می‌تواند یک اثر دوگانه ایجاد کند.
از یک سو، انتقال روغن سویا از آمریکای لاتین به هند به دلیل فاصله طولانی‌تر، می‌تواند تن‌مایل بیشتری برای ناوگان ایجاد کند.
اما از سوی دیگر، افزایش هزینه حمل دریایی قیمت نهایی محصول را بالا می‌برد و می‌تواند تقاضا را در یکی از بازارهای حساس به قیمت جهان کاهش دهد.
بنابراین افزایش مسافت حمل الزاماً به معنای افزایش پایدار تقاضای کشتیرانی نیست.
فشار هم‌زمان بر تجارت روغن‌های گیاهی
تحولات دریای سیاه تنها عرضه روغن آفتابگردان را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.
از آنجا که روسیه و اوکراین از بازیگران مهم بازار و از عوامل تعیین‌کننده قیمت روغن آفتابگردان محسوب می‌شوند، کاهش صادرات آنها می‌تواند توازن جهانی روغن‌های گیاهی را محدودتر کند.
در چنین شرایطی، واردکنندگان برای جبران کمبود احتمالی به محصولاتی مانند: روغن پالم، روغن سویا، روغن کلزا روی خواهند آورد. اما محدودیت هم‌زمان در بازار روغن پالم و کاهش عرضه روغن آفتابگردان می‌تواند توان بازار برای جبران این کمبود را محدود کند.
برای بازار کشتیرانی، مهم‌ترین نکته این است که کاهش صادرات یک منطقه الزاماً با افزایش متناسب تقاضا در مناطق دیگر جبران نمی‌شود.
اگر محموله‌های روغن آفتابگردان روسیه و اوکراین از مسیرهای کوتاه‌تر یا حمل‌ونقل غیر‌دریایی منتقل شوند، میزان تقاضای ایجادشده برای کشتی‌ها کاهش خواهد یافت.
در مقابل، انتقال محموله‌های روغن سویا از آمریکای لاتین به هند مسیرهای طولانی‌تری ایجاد می‌کند و از نظر تن‌مایل برای بازار حمل دریایی مثبت است.
بنابراین تأثیر نهایی تحولات دریای سیاه بر بازار کشتیرانی به ترکیب این دو روند بستگی دارد.
در صورت تداوم اختلالات در صادرات روغن آفتابگردان دریای سیاه، انتظار می‌رود جریان تجارت جهانی روغن‌های گیاهی تغییر کند.
برخی محموله‌ها به مسیرهای جایگزین منتقل خواهند شد، اما بسیاری از این مسیرها یا کوتاه‌تر هستند یا سهم حمل دریایی کمتری دارند.
در مقابل، افزایش صادرات روغن سویا از آمریکای لاتین می‌تواند بخشی از تقاضای حمل دریایی را حفظ کند. با این حال، انتظار نمی‌رود افزایش صادرات آمریکای لاتین بتواند به‌طور کامل کاهش تجارت دریابرد ناشی از افت صادرات دریای سیاه را جبران کند. از این رو، تداوم اختلالات در این منطقه می‌تواند در مجموع بر تقاضا برای کشتی‌های حمل روغن‌های گیاهی فشار وارد کند.
دریای سیاه همچنان یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت جهانی روغن آفتابگردان است و روسیه و اوکراین بیش از نیمی از تجارت جهانی این محصول را در اختیار دارند. به همین دلیل، اختلال در زیرساخت‌های صادراتی این دو کشور می‌تواند فراتر از بازار منطقه‌ای، بر تجارت جهانی روغن‌های گیاهی اثر بگذارد.
تغییر مسیر بخشی از صادرات روسیه به بنادر بالتیک می‌تواند به افزایش مسافت دریایی و در نتیجه رشد تن‌مایل منجر شود، اما هزینه‌های بالاتر حمل زمینی جذابیت این مسیر را محدود می‌کند.
در مقابل، استفاده بیشتر از مسیرهای خزر و دانوب سهم حمل دریایی را کاهش می‌دهد و تأثیر محدودی بر تقاضای کشتی‌های حمل روغن‌های گیاهی خواهد داشت.
هند نیز به دلیل وابستگی قابل توجه به عرضه دریای سیاه در موقعیت حساسی قرار گرفته و احتمالاً برای تأمین نیاز خود بیش از گذشته به واردات روغن سویا از آمریکای لاتین متکی خواهد شد.
در نهایت، اگر اختلالات صادراتی دریای سیاه ادامه پیدا کند، تجارت جهانی روغن‌های گیاهی با تغییرات بیشتری در مسیرهای تأمین مواجه خواهد شد. اگرچه افزایش صادرات آمریکای لاتین می‌تواند بخشی از کمبود عرضه را جبران کند، اما کاهش هم‌زمان صادرات روغن آفتابگردان و محدودیت عرضه روغن پالم می‌تواند باعث کوچک‌تر شدن تجارت دریابرد روغن‌های گیاهی شود.
برای صنعت کشتیرانی، پیام اصلی این تحولات آن است که افزایش مسافت برخی مسیرهای جایگزین لزوماً نمی‌تواند کاهش حجم تجارت دریابرد را جبران کند؛ بنابراین در صورت تداوم اختلالات دریای سیاه، چشم‌انداز تقاضای ناوگان حمل روغن‌های گیاهی همچنان تحت فشار باقی خواهد ماند.
ارسال نظرات
captcha
آخرین اخبار