به گزارش مانا - بر اساس گزارش دفتر حسابرسی دولت آمریکا (GAO)، وابستگی نظامی آمریکا به جیپیاس همواره جزئی از ساختار ماشین نظامی ایالات متحده بوده است، زیرا این سامانه علاوه بر تعیین موقعیت، ناوبری و زمانبندی یا همان پیانتی (PNT) را فراهم میکند.
این دفتر در گزارش خود درباره گزینههای جایگزین جیپیاس صراحتاً چهار دسته تهدید را برای این معماری برمیشمارد: سلاحهای ضدماهواره، پارازیت یا جمینگ (Jamming)، جعل سیگنال یا اسپوفینگ (Spoofing) و حملات سایبری.
اهمیت این گزارش در این است که آسیبپذیری جیپیاس مسئلهای نیست که بعد از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران کشف شده باشد؛ پنتاگون سالهاست میداند که در یک نبرد با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و سایر قدرتهای دارای توان جنگ الکترونیک، اتکای مطلق به سیگنالهای ماهوارهای میتواند خطرات مرگباری برای تجهیزاتش داشته باشد.
به همین دلیل آمریکا روی سیگنال نظامی رمزگذاریشده امکد (M-Code) و آنتنهای ضدپارازیت سرمایهگذاری کرده است. «GAO» توضیح میدهد امکد قرار است با استفاده از سیگنالی قدرتمندتر و مقاومتر، توان نظامی آمریکا را در برابر جمینگ افزایش دهد و در برابر سیگنالهای جعلی نیز حفاظت بیشتری ایجاد کند؛ اما خودِ نیاز به توسعه چنین فناوریهایی نشان میدهد که جیپیاس ادعایی واشنگتن هرگز یک زیرساخت مصون از حمله نبوده است.
اختلال سیگنالی کل منظومههای ناوبری را در خلیج فارس آلوده کرد
مطالعه منتشرشده در نشریه «پیشرفتها در تحقیقات فضایی» متعلق به اِلزِویِر، در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶ با عنوان «اختلال و جعل سیگنالهای جیاناساس در خلیج فارس طی درگیری ایران و اسرائیل: تحلیلی بر پایه دادههای گیرندهها» به قلم دا شو و شش پژوهشگر دیگر، یکی از مهمترین شواهد فنی این ماجراست.
این پژوهش بهجای اتکا به ادعاهای رسانهای یا اکتفا به دادههای شبیهسازیشده و آزمایشگاهی، برای نخستینبار هفت مجموعه داده واقعی و میدانی مربوط به گیرندههای ناوبری نصبشده روی کشتیها در پهنه خلیج فارس، شامل سامانههای جیپیاس، گلوناس، گالیله، بیدو و کیوزداساس (QZSS) را بررسی کرده است.این پژوهش نشان میدهد تجهیزات ناوبری ماهوارهای در منطقه خلیج فارس در جریان تجاوز اسرائیل به ایران در معرض اختلال تعمدی جمینگ و جعل سیگنال اسپوفینگ قرار گرفتهاند و این اختلالها به دورههای طولانی از قطع یا بیاعتبار شدن سرویس ناوبری منجر شدهاند.
نکته بسیار مهم این است که مسئله صرفاً جیپیاس آمریکایی نبوده است؛ مطالعه، محیط جیاناساس چندمنظومهای را بررسی کرده است.
یعنی در چنین محیطی نمیتوان صرفاً با گفتن «اگر جیپیاس قطع شد، از گالیله یا بیدو استفاده میکنیم» مسئله را حلشده دانست؛ زیرا اختلال میتواند همزمان چند منظومه را تحت تأثیر قرار دهد.
این نکته نشان میدهد دادههای گیرندهها نشان میدهند که محیط ناوبری ماهوارهای در منطقه جنگی واقعاً میتواند آلوده و غیرقابلاتکا شود.

ناوبری ماهوارهای آسیبپذیریهای جدی دارد
گزارش نشریه «اینساید جیاناساس» در ۲ مارس ۲۰۲۶ نیز از همین منظر، منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز را یک نمونه واقعی برای سنجش تابآوری ناوبری ماهوارهای توصیف کرد.
این گزارش همزمانی اختلال گسترده جیاناساس در خلیج فارس و اطراف هرمز با اختلال شدید در کشتیرانی را بررسی میکند و تأکید دارد که وقتی موقعیتیابی ماهوارهای قابل اعتماد نباشد، مسئله فقط یک خطای روی صفحه ناوبری نیست؛ کل معماری عملیات دریایی، پایش و ایمنی تحت تأثیر قرار میگیرد.
نشریه «ساینتیفیک اِمریکَن» نیز در مارس ۲۰۲۶ درباره تنگه هرمز گزارش داد که اسپوفینگ باعث میشود موقعیت کشتیها روی سامانههای ناوبری تحریف شود؛ یعنی خطر فقط «ندیدن» موقعیت واقعی نیست، بلکه سامانه ممکن است یک موقعیت غلط اما ظاهراً معتبر ارائه کند.
این تفاوت میان جمینگ و اسپوفینگ از نظر عملیاتی بسیار مهم است: پارازیت میتواند گیرنده را از دریافت سیگنال محروم کند، اما اسپوفینگ میتواند سامانه را به پذیرش اطلاعات نادرست سوق دهد.
تبعات جنگ الکترونیک شریانهای اقتصادی را تحت فشار گذاشت
گزارش موسسه استپتو (Steptoe) درباره تجاوز اسرائیل به ایران در ژوئیه ۲۰۲۵ نیز نشان میدهد که این مسئله پیش از موج جدید درگیریهای ۲۰۲۶ وجود داشته است.طبق این گزارش، در دو روز نخست جنگ ۲۰۲۵، اختلال جیپیاس در منطقه افزایش شدیدی پیدا کرد و بر ناوبری نزدیک به ۱۰۰۰ شناور در روز در آبراههای خلیج فارس و دریای عمان اثر گذاشت؛ اختلالها در طول جنگ ۱۲روزه ادامه یافت و برخورد دو نفتکش در دریای عمان در ۱۷ ژوئن نیز در میان عواملی که درباره علت آن بررسی شد، با اختلال جیپیاس مرتبط دانسته شد.
این داده یک نکته مهم را روشن میکند: جنگ الکترونیک علیه پیانتی لزوماً فقط برای هواپیماهای نظامی یا پهپادها معنا ندارد؛ میتواند یک اثر دومینویی بر حملونقل، انرژی، کشتیرانی و اقتصاد جهانی ایجاد کند.
ناوبری پهپادها بدون سیگنال ماهوارهای با چالش روبهرو است
از همینجا مسئله پهپادها اهمیت پیدا میکند.یک پهپاد دوربردی که برای ناوبری، زمانبندی مسیر و هماهنگی مأموریت به جیاناساس وابسته است، در محیطی که سیگنال ماهوارهای مختل یا جعل میشود، با یک سؤال بنیادی مواجه است: اگر سامانه ماهوارهای به آن نگوید کجاست، چه چیزی جای آن را میگیرد؟پاسخ فناوری نظامی آمریکا دیگر نمیتواند «یک جیپیاس قویتر» باشد.معماری مورد نیاز باید ترکیبی از منابع مستقل باشد؛ یعنی سامانه بتواند از ناوبری اینرسیایی، دادههای تصویری، تطبیق عوارض زمین، رادار، حسگرهای چندطیفی و الگوریتمهای تلفیق داده استفاده کند و در صورت از دست رفتن یک منبع، مسیر و موقعیت خود را از منابع دیگر بازسازی کند.

ارتش آمریکا در برابر محیطهای فاقد جیپیاس زمینگیر است
ارتش آمریکا سالهاست همین جهتگیری را برای رهایی از ناکارآمدیهایش دنبال میکند.در مطالب رسمی نیروی زمینی آمریکا درباره ناوبری و زمانبندی تضمینشده (Assured Positioning, Navigation and Timing) تصریح شده که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و سایر قدرتها از وابستگی شدید آمریکا به جیپیاس آگاهاند و ارتش آمریکا باید برای محیطهایی آماده باشد که جیپیاس در آن قابل اتکا نیست.برنامههای جدیدتر مانند «مَپس ژن ۲» (MAPS GEN II) نیز بر توانایی تشخیص و رد اختلال جیپیاس و ادامه کار در شرایطی که سیگنال مختل شده است تمرکز دارند.
این نشان میدهد معماری محیط بدون جیپیاس یک واکنش مقطعی به جنگ ایران نیست؛ تجاوزهای اخیر صرفاً اهمیت و ضعفهای حیاتی آمریکا را به شکل ملموستری آشکار کردهاند.

شبکه ارتباطات فضایی آمریکا آسیبپذیریهای جدیدی ایجاد کرده است
در همین نقطه، ماهوارهها خودشان از بخشی از مشکل به بخشی از راهحل تبدیل میشوند.اگر گیرنده زمینی یا هوایی نتواند با اطمینان از جیاناساس موقعیت خود را استخراج کند، ماهوارههای سنجشی و مخابراتی میتوانند در معماری بزرگتر برای ایجاد تصویر محیطی، شناسایی تغییرات زمین و پشتیبانی از موقعیتیابی مورد استفاده قرار گیرند.
ارتش آمریکا نیز سالهاست معماری ارتباطی خود را از اتکای صرف به یک نوع ماهواره فاصله داده و به ترکیبی از ماهوارههای نظامی و تجاری در مدارهای ژئو (GEO)، میو (MEO) و لیو (LEO) توجه کرده است.هدف چنین معماری چندلایهای این است که از دست رفتن یک مسیر ارتباطی یا یک منظومه، کل شبکه را از کار نیندازد؛ هرچند این پیچیدگی خود به لایه جدیدی از آسیبپذیری تبدیل شده است.

انتقال سیگنال به مدار پایین هنوز راهحل عملیاتی نهایی نیست
اما دادههای فضایی جدید نشان میدهند که حتی انتقال بخشی از راهحل به مدار پایین زمین نیز جادویی نیست.پایگاه خبری فضایی «اسپیس» در ژوئن ۲۰۲۶ گزارش کرد که ماهواره آزمایشی «پالسار-۰» (Pulsar-0) متعلق به شرکت «زونا اسپیس سیستمز» در ارتفاع حدود ۵۰۰ کیلومتری زمین توانست ابعاد قابلتوجهی از دستکاری سیگنالهای جیپیاس در اروپا و خاورمیانه را مشاهده کند.
این آزمایش اهمیت ویژهای دارد، زیرا منظومههای جیپیاس، گالیله و بیدو در مدارهایی بسیار بالاتر، بیش از حدود ۱۹ هزار کیلومتر، قرار دارند و سیگنالهایشان هنگام رسیدن به سطح زمین نسبتاً ضعیف است؛ در مقابل، معماریهای پیانتی در مدار پایین (LEO) میتوانند سیگنالهایی بسیار قویتر فراهم کنند.
زونا برای منظومه پالسار در نهایت برنامهای متشکل از صدها ماهواره را دنبال میکند، اما این فناوری هنوز در مرحله توسعه و استقرار است و نباید آن را یک راهحل عملیاتی کامل برای جنگ امروز معرفی کرد.

پایش منابع اختلال مانع ناپایداریهای سیگنالی نشده است
از سوی دیگر، پژوهشهای دانشگاهی سال ۲۰۲۶ یک لایه بسیار جالبتر را اضافه کردهاند: خود ماهوارهها میتوانند برای پیدا کردن منابع پارازیت به کار گرفته شوند.
یک مقاله پژوهشی در ژوئیه ۲۰۲۶، امکان استفاده از ماهوارههای مدار پایین و روشهای پردازش سیگنال را برای مکانیابی منابع زمینی جمینگِ جیاناساس بررسی کرده است.
پژوهشگران در این پژوهش مفصل نشان دادهاند که ماهوارههای کوچک و محدود از نظر توان و ظرفیت ارتباطی میتوانند با پردازش مناسب دادههای فرکانس رادیویی (RF)، بخشی از اطلاعات لازم برای مکانیابی منبع تداخل را استخراج کنند. این کار مهم است، زیرا در جنگ الکترونیک، دانستن اینکه «جیپیاس کار نمیکند» کافی نیست؛ دانستن اینکه اختلال از کجا میآید و چه الگوی فضایی دارد میتواند برای ساختن یک تصویر محیطی قابل اتکا اهمیت پیدا کند.
البته همین مقاله محدودیتهایی مانند کاهش حساسیت و دقت و محدودیت در نوع منابعی که میتوان مکانیابی کرد را نیز صریحاً بیان میکند؛ بنابراین این فناوری هنوز مکمل است، نه جایگزین کامل.
فریبکاری تدریجی سیگنالها سامانههای آمریکایی را از کار میاندازد
حتی در سطح فنیتر، پژوهش دیگری در ژوئن ۲۰۲۶ با عنوان «سطح حفاظت زمانبندی مشروط: خطای زمانی شناسایینشده و محدود به دوره نگهداشت تحت جعل سیگنال جیاناساس» درباره اسپوفینگ نشان داده است که تشخیص یک حمله فریبنده الزاماً ساده نیست.
در این مطالعه، یک آزمایش میدانی با گیرنده جیاناساس نشان داد که یک اسپوفینگ آهسته میتواند زمان ارائهشده به گیرنده را حدود ۱٫۰۱ میلیثانیه جابهجا کند، در حالی که شاخص خطای خود گیرنده حداکثر حدود ۵۱ نانوثانیه را گزارش کرده بود.نویسنده این پژوهش، چاکشو باوِجا، از این مثال برای نشان دادن یک مشکل بنیادی استفاده میکند: سامانهای که فقط به خودش و شاخصهای داخلی خودش اعتماد کند، ممکن است در برابر اسپوفینگ تدریجی نتواند خطا را بهموقع تشخیص دهد.
این پژوهش نیز تأکید میکند که راهحل نیازمند کنترل مستقل و مقایسه میان منابع مختلف است، نه اعتماد به یک حسگر یا یک الگوریتم واحد.
بنابراین بررسی دادهها و پژوهشهای فنی نشان میدهد که اتکای انحصاری پلتفرمهای آمریکایی به ناوبری ماهوارهای در برابر تاکتیکهای جنگ الکترونیک کاملاً شکننده است.
ناتوانی سامانهها در تشخیص جعلهای تدریجی و آلودگی گسترده فرکانسی در خلیج فارس اثبات میکند که تلاشهای آمریکا برای ایجاد راهحلهای جایگزین هنوز به یک پایداری عملیاتی نرسیده و ماشین نظامی این کشور در محیطهای عملیاتی آلوده با محدودیتهای جدی روبهروست.